گوشهای من صدایش را میشنود......خیلی بلند و رسا......صدای چوب خدا را می گویم!
1 خدا کسی را به خاطر ظلمی که به تو کرده تنبیه میکند آن لحظه تنها چیزی که دلگرمت میکند حس لذت بخش انتقام نیست بلکه یک حس با ارزش و بزرگتر است به نام احساس دوست داشتن و مراقب بودن و عحیب آن لحظه چقدر این حس دوست داشتن و مراقبت خدا از تو به دل مینشیند خدای عادل با این کارش به تو میگوید اینها همه به خاطر توست چون تو را آزار داده عذابش میدهم ....من آن لحظه ا بیشتر از اینکه از تنبیه آن شخص خوشحال شوم از عنایت و توجه خدا به خودم خوشحال میشوم .
اینکه در دنیای نامردی ها و در هیاهوی زشتیها و بیرحمی ها و بی منطقی ها ، کسی هست به نام خدا که همواره در تمام طول این مسیر همراه و مراقب و نگهدار من است و هر از گاهی با کارهایش به من می گوید که تو تنها وبی کس نیستی.
هر بار که از سادگی خود در برابر این روزگار و آدمهای انسان نما،به گریه می افتم یاد این جمله ی عزیز ترین شخص زندگیم می افتم که همیشه به من میگفت:بهشت پر از آدمهای ساده است.........
برچسب:
نویسنده: سینا سامانی